امام علی (عليه ‌السلام):.در روی زمین، محبوب‌ترین کارها نزد خداوند دعا و برترین عبادت پاک‌دامنی است.


10 مهر 1391

روشهای تربیتی در پرتو نهج البلاغه

مولف: مدیر سیستم   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:


 

 

به نام چاشنی بخش زبانها

روشهای تربیتی در پرتو نهج البلاغه


چكیده

این مقاله به بیان روش ها و راهكارهای علمی و عملی تربیت بر اساس دیدگاه های امام علی(ع) در نهج البلاغه پرداخته و در ارائه راهكارها و شیوه ها به ابعاد عاطفی و درونی انسان ها توجه بسیاری شده است. پرداختن به این نوع نگرش ها در تمام شیوه ها از جمله الگوبرداری و پیشگیری، تذكر و یادآوری، محبت و مدارا، عبرت آموزی و بصیرت آفرینی و بالأخره عفو، تغافل و تشویق و تنبیه به منظور تربیت انسان، نیاز عاطفی و مقتضای فطرت انسان ها است، كه از دیدگاه های گوناگون قابل بحث است.

كلید واژه ها: اخلاق، تربیت، الگوی تربیت، معیار عملی، اصلاح.

مقدمه

از تأمل در اهتمام دین اسلام به همه ابعاد وجودی انسان از جمله روح و جسم ، فطرت و عقل، توجه ویژه آن به بلوغ فكری و رشد انسان و تربیت و تزكیه او، و ارائه برنامه ای فراگیرتر از مكاتب بشری، به غنای واقعی آن می توان پی برد؛ چنان كه خداوند تزكیه را جزء اهداف اصلی بعثت پیغمبر خود و انسان را موجودی توانا و مسئول می داند. تربیت باید مایه دینی بیابد تا ناقص و صوری و بی دوام نماند و بتواند خُلق و سیرت افراد و اعتماد و ایمان و باور آنها را اصلاح و تكمیل كند.

كار عمده تربیت اسلامی این است كه آدمی را به ماهیت وجودی و هدف خلقت خود آگاه سازد تا با تكیه بر عقل و مقتضای فطرتش بر اساس راه و روشی حركت كند كه برای او تبیین شده است. در روش الگویی كه بیشتر صورت رفتاری مطرح است و غالباً بر اساس فطرت انسان تدوین یافته، نقش مؤثر الگویی رسول اعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) برای خانواده ها به عنوان الگوهای مجسّم و علمای عامل بر مبنای همان ویژگی ها، درخور توجه است.

از آن جا كه اسلام، دین آگاهی بخش و هدایت است و در تمام راه كارهایش پیشگیری را بر درمان مقدم می شمرد، روش كنترل و پیشگیری به ویژه در بعد تربیتی از دوران كودكی در اجتماع انسانی و خانواده را بسیار مهم دانسته، بر آن تأكید می ورزد. پس از آن، روش موعظه و تذكر به عنوان غذای روح و لازمه فطری بشر و سپس محبت و مدارا كه به مثابه اكسیر جان انسان ها و با طبع بشر سازگار است و روش های عبرت آمیز، بصیرت آفرینی و تشویق و تنبیه (عفو و تغافل) مورد اهتمام قرار گرفته است

روش الگوبرداری

بررسی شیوه های تربیتی از منظر اسلامی اهمیت ویژه ای دارد. تربیت آن گاه به بار می نشیند كه اصول تربیتی آن در قالب شیوه های درستی به اجرا در اید. یكی از آن روش ها، الگوبرداری برحسب نیاز فطری انسان و همانند سازی و الگوپذیری از همان زمان كودكی است، ولی هرم این الگو هر چه مناسب تر و كامل تر باشد، آدمی را در راه رسیدن به كمال مطلوب بیشتر یاری می رساند. از دیدگاه امام علی(ع) تأسّی به اسوه های حسنه، نقش مهمی در رشد و تعالی انسان ها ایفا می كند:

"به سیرت پیامبرتان اقتدا كنید كه برترین سیرت است و به سنّت او باشید كه هدایت كننده ترین سنّت هاست."

آن حضرت در جای دیگر، از تأسّی و اقتدای خویش به حضرت رسول اعظم(ص) سخن می گوید:

"و من در پی او بودم، چنان كه بچه شتر در پی مادر است. هر روز برای من از اخلاق خود نشانه ای بر پا می داشت و مرا به پیروی آن می گماشت".

امیر علم و بیان مولا علی(ع) در سخنی دیگر نقش الگوپردازی و الگوپذیری از معصومان(ع) و لزوم پیروی از ایشان را در ابعاد والای تربیتی چنین بیان می فرمایند:

«به خاندان پیامبرتان بنگرید، بدان سو كه می روند، بروید و پی آنان را بگیرید كه هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند كرد و به هلاكتتان باز نخواهند آورد. اگر ایستادند، بایستید و اگر برخاستند، برخیزید. بر ایشان پیشی مگیرید كه گمراه می شوید و از آنان پس نمانید كه تباه گردید».

اسلام چون به نقش مهم و سازنده الگوها و اسوه های حسنه در تربیت افراد، واقف بوده است، به افراد ممتاز كه دارای موقعیت خاص اجتماعی هستند و می توانند برای سایرین الگو و سرمشق باشند، سفارش می كند كه قبلاً سیره و رفتار خودشان را اصلاح كنند؛ زیرا نقش الگودهی در تربیت در زمان غیبت بر عهده آنان است. از این رو، آنان باید متخلّق به اخلاق معصومان(ع) باشند و با ارائه صحیح مسیر تربیتی، انسان ها را در پرورش روح و جان خود یاری رسانند و به مقابله با لغزش های فكری و علمی و ناهمسویی در قول و عمل خود برخیزند. مولا علی(ع) می فرماید:

«هر كس كه خودش را در منصب پیشوایی و رهبری مردم قرار داد، لازم است قبل از تعلیم دیگران، نفس خودش را اصلاح كند و باید تأدیب او به وسیله رفتارش، قبل از تأدیب با زبانش باشد. كسی كه معلم و تأدیب كننده نفس خویش باشد، شایسته تر به احترام است از معلم و تأدیب كننده دیگران».

در جای دیگری آن حضرت می فرماید:

«ای مردم! به خدا قسم من شما را به طاعتی بر نمی انگیزم، جز اینكه خود پیش از شما به گزاردن آن برمی خیزم و شما را از معصیتی باز نمی دارم، جز اینكه پیش از شما آن را فرو می گذارم».

روش پیشگیری و كنترل

رفتار و كردار انسان، متأثر از اوضاع محیطی مثل زمان و مكان و عوامل اجتماعی مثل دوستان و نزدیكان در معرض تغییر و تحوّل است. بنابراین در تربیت افراد، باید نهاد آنها را نیز به دست گرفت تا در معرض آسیب های گوناگون اجتماعی قرار نگیرند. كودكی كه در دامان پر مهر خانواده ای پرورش یافته كه خود متخلّق به مبانی دینی و آشنا به فنون تربیت اسلامی بوده، در سنین بالاتر كه غالباً به دور از چشم والدین و معلم به انتخاب دوست و همنشین می پردازد، كمتر در معرض آسیب ها و انحرافات اجتماعی قرار می گیرد و نقش نظارتی خانواده ر نیز بر خود می پذیرد.

پس اسلام، پیشگیری در تربیت را به عنوان سازنده ترین شیوه كنترل افراد، بر درمان آن مقدم می داند و امام علی(ع) از آن به عنوان امری لازم در مسیر تربیت و رشد انسان ها یاد می كند و خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) درباره فلسفه تربیتش در نوجوانی می فرماید:

«قلب نوجوان، چون زمین كاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است كه در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب كردم، پیش از اینكه دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول شود تا به استقبال كارهایی بروی كه صاحبان تجربه زحمت آزمون آن را كشیده و تو را از تلاش و یافتن بی نیاز ساخته اند».

صد هزاران دام و دانه است ای خدا

ما چو مرغان حریص بینوا

دم به دم ما بسته دام توایم

هر یكی گر باز و سیمرغی شویم

چشم باز و گوش باز و دام پیش

سوی دامی می پرد با پر خویش

روش موعظه و تذكر

یكی از شیوه های تربیت و هدایت، موعظه حسنه و تذكّر بجاست كه نیاز فطری انسان است و بدون آن، دل به شرار غفلت و ضلالت دچار می شود و می میرد. به فرموده امام علی(ع):

« موعظه، جلا دهنده قلب ها و روشنی بخش جان هاست».

روش نیكوی موعظه و تذكّر در قرآن كریم نیز بعد از حكمت مورد تأكید قرار گرفته است؛ چنان كه خداوند خطاب به پیامبر خود در راه ابلاغ رسالت فرمود: ) «ای پیامبر! مردم را به راه خدا با كلام حكمت بار و موعظه حسنه دعوت كن و با آنها به بهترین شیوه، سخن بگو».

تذكّر و یادآوری نعمت ها و تكالیف ابتدا در حق خود و آن گاه در حق دیگران، از آن رو لازم است كه در طریق معرفت و رشد یا درمان باشد و غفلت ها را از دلمان در مسیر نورانی تربیت بزداید.

امیرمؤمنان(ع) ندای وعظ آمیز پیامبران را چنین می داند:

« پس خدای تعالی پیامبران خود ر برانگیخت و ایشان را پی در پی فرستاد تا عهد و پیمان خداوند را كه فطری آنان بود، بطلبند و نعمت های فراموش شده را یادآوری و از راه تبلیغ با ایشان گفتگو كنند و عقل ها را از زیر غبار ضلالت و غفلت بیرون آورند و به كار اندازند»

شیوه امام علی(ع) در سفر و حضر، و در دوران زمامداری و خانه نشینی اش، همین بود كه جاهلان را از راه وعظ و نصیحت و تذكّر، هدایت و تربیت می كرد و طاغیان سركش را از راه مبارزه و تهدید و تنبیه بیدار می ساخت و تأكید می فرمود:

« دل ها را روی كردن و پشت كردنی است؛ پس دل ها را آن گاه به كار وادارید كه بخواهند؛ زیرا اگر دل را به اجبار به كاری واداری، كور می گردد».

یكی از راه های موعظه و تذكّر، عبرت است. عبرت، حالتی است كه در اثر برخورد با اموری به انسان دست می دهد و به خودی خود یك روش نیست، بلكه یك پیامد شیرین تربیتی است. لكن با توجه به عامل ایجاد كننده این حالت، می توان آن را روش نامید و اظهار داشت كه حالت تربیتی عبرت به دو طریق پدید می آید:

1. گاهی خود فرد با خواندن جریانات تاریخی یا دیدن طبیعت و آثار به جای مانده از گذشتگان به این حالت می رسد.

2. گاهی دیگران زمینه ها و مقدمات به وجود آمدن چنان حالتی را برای فرد فراهم می كنند؛ مثلا مربی با هدف عبرت آموزی، تربیت آموزان خود را به دیدن برج و بارو ها، كاخ های سلطنتی، مقابر و زیارتگاه ها می برد كه در این صورت كار او «روش تربیتی» است.

به عامل و طریق اول، «عبرت گیری یا عبرت پذیری» و به عامل دوم، «عبرت دهی یا عبرت آموزی» می گوییم.

امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در تربیت فرزند خویش امام حسن مجتبی(ع)، از روش و عامل دوم استفاده برد و در نامه ای خطاب به ایشان فرمود:

«ای پسرم! من تو را از دنیا و تحولات گوناگونش و نابودی و دست به دست گردیدنش، آگاه كردم و از آخرت و آنچه برای انسان ها در آنجا فراهم است، آگاه ساختم و برای تو از هر دو مثال زدم تا به آن پندپذیری و بر اساس آن در زندگی گام برداری».

در این سخن،حضرت علی(ع) متذكّر می شوند كه ای فرزندم! من، اخبار را برای تو گفتم و نشانه ها را نیز بیان كردم و راه را نشان دادم. حال تو باید خود پندگیری و مسیر زندگی را بر اساس آن بپیمایی.

تأكید بر عبرت در مسیر موعظه و تذكّر به مثابه یك روش ایده آل تربیتی، به دلیل پیامد های مطلوب و شایسته ای است كه در تربیت دارد. این پیامد ها از دیدگاه امام علی(ع) در نهج البلاغه بدین قرارند:

1. عبرت، كلید بصیرت است؛ زیرا «مَنْ اعتبر أبصر و مَنْ أبصر فَهِمَ و مَنْ فَهِمَ عَلِمَ؛ كسی كه عبرت آموزد آگاهی یابد و كسی كه آگاهی یابد، می فهمد و آنكه بفهمد، دانش آموخته است».

سخن اصلی در این كلام، آن است كه تفكر زمینه ساز عبرت است و عبرت، زمینه بصیرت را فراهم می آورد. در حقیقت، در مسیر تربیت، زمانی انسانی به بینش و بصیرت می رسد كه به شنیدن اكتفا نكند، بلكه در شنیده ها، اندیشه كند و با دقت به امور بنگرد. نتیجه این اندیشه و دقت نظر، همان عبرتی است كه در تصمیم گیری ها و رفتار انسان مؤثر خواهد بود.

2. عبرت، عامل انتقال تجارب است. انسان ها در طول زندگی سعی می كنند هر امری را حداقل یك بار تجربه كنند و یك خطا را چند بار مرتكب نشوند. خردمندان در تلاش هستند كه آن یك خطا را هم كه دیگران تجربه كرده اند، اصلاً مرتكب نشوند و در واقع سعی در بهره مندی از تجارب دیگران دارند:

« همانا عاقل، كسی است كه تجربه ها او را پند دهند».

همچنین امیرمؤمنان(ع) در وصیتی به فرزند خویش امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند:

"ای پسرم! اگر چه من به اندازه همه كسانی كه پیش از من می زیسته اند، عمر نكردم، اما در كردار آنها نظر افكندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر كردم؛ تا بدان جا كه همانند یكی از آنها شدم؛ بلكه گویا در اثر آنچه از تاریخ آنان به من رسید، با همه آنها از اول تا آخر بوده ام. پس من قسمت زلال و مصفّای زندگی آنان را از بخش كدر و تاریك آن بازشناختم و سود و زیانش را دانستم. از میان تمام آنها، قسمت های مهم و برگزیده را برایت خلاصه كردم و از بین همه آنها زیبایش را برایت برگزیدم و ناشناخته های آن را از تو دور كردم".

بر اساس این كلام گهر بار امام علی(ع)، تجربه اندوزی از سرگذشت دیگران، بهره مندی از حاصل عمر آنهاست. گویا انسان، عمری به درازای همه آنها داشته است، با این تفاوت كه خطاهای آنان را مرتكب نشده است. نكته دیگری كه در سخن امام علی(ع) مشهود است، وظیفه ای است كه ایشان برای مربی ترسیم می كند و آن، این است كه وی باید تجربیات خود و دیگران را جمع آوری، تلخیص و تنقیح كند و آن را به طور صریح و دسته بندی شده، در اختیار تربیت آموز قرار دهد.

3. عبرت، عامل بازداری از خطاست؛ زیرا همواره انسان در سایه عبرت به رشد و كمال می رسد و به راه درست هدایت می شود. عبرت به منزله چراغ هایی است كه راه صحیح زندگی را نشان می دهد:

« عبرت گرفتن، انسان را به سوی راه صواب و درست می كشاند».

ثمره این هدایتگری نیز دوری از خطاست:

«الاعتبارُ یثْمَرُ العصمة؛ میوه عبرت گرفتن، نگاهداری است».

4. عبرت چراغ راه اینده است؛ زیرا « اگر از آنچه گذشته است عبرت بگیری، آنچه را كه باقی است، حفظ خواهی كرد»؛ زیرا تاریخ تكرار پذیر است: همواره قومی می رود و قومی دیگر جایگزین می شود. اختلاف حوادث و رویدادهای تاریخی، در جزئیات آنهاست. انسان های عاقل و عبرت گیر، می توانند با موازنه و مقایسه این پدیده ها و بررسی اسباب و عوامل آنها، پیامد ها و نتایج آنها را پیش بینی و تصمیم درست و متناسب را در هر مورد اتخاذ كنند. امام علی(ع) در نامه خویش به حارث هَمْدانی به این نكته اشاره فرموده است:

«از حوادث گذشته دنیا برای باقی مانده آن عبرت گیر؛ چرا كه بعضی از آنها شبیه بعضی دیگر است و پایانش به ابتدای آن می پیوندد و در هر حال، تمام آن گذرا و ناپایدار است».

ب توجه به تاریخ نیز می توان بصیرتی راهگشا در مسیر تربیت افراد فراهم كرد؛ بصیرتی كه به تحولات عمیق در زندگی و رفتار فرد منجر می شود و از غفلت به آگاهی و از غرور به شعور برساند؛ چنان كه علی(ع) برای ادامه مسیر تربیت، امام حسن(ع) را به عبرت آموزی از سرنوشت دیگران در طول تاریخ توصیه می كند و می فرماید:

« در دل تاریخ گذر كن و از میان راه های رفته و نرفته اش بگذر و آثار به جای مانده اش را بنگر و ببین كه مردمان آن، چه كردند و چه با خود بردند و ...».

روش محبّت و مدارا

محبّت، اساس و ركن دین است و دین بر پایه آن به دل ها رسوخ كرده و راسخ مانده است. شیوه محبّت و مدارا در سراسر زندگی انسان ها، درس آموز و روشی مطلوب و ایده آل در مسیر تربیت اسلامی است كه هم جاذبه در افراد می آفریند و هم انگیزه؛ تا از تلاطم و پراكندگی، انسان ها را به اتفاق و اجتماع بر محور دین سوق دهد و فرهنگ دینی رواج یابد.

از آنجا كه محبّت با سرشت و فطرت آدمی سازگار است و پذیرش آن از ناحیه درون و به دور از هیچ تحمیلی است، باید مربیان تربیتی به ویژه خانواده ها برای جذب فرزندان و جلوگیری از انحراف آنان بدان متوسل شوند و آگاه باشند كه اگر جام محبّت در خانواده ها لبریز باشد، فرزندان كمتر به ناهنجاری های جامعه تن می دهند. در شیوه تربیتی امام علی(ع) به نهایت بعد عاطفی آن حضرت در برابر فرزندانش برمی خوریم؛ از جمله آنگاه كه به امام حسن مجتبی(ع) در بیان وصایای خود چنین خطاب می كند:

«فرزندم! تو را دیدم كه پاره تن من بلكه همه جان منی؛ آن گونه كه اگر آسیبی به تو رسد، به من رسیده است و اگر مرگ به سراغ تو اید، زندگی مرا گرفته است. پس كار تو را كار خود شمردم و نامه ای برای تو نوشتم تا تو را در سختی های زندگی رهنمون باشد، من زنده باشم یا نباشم».

بنابراین طبق فرمایش و سیره امام علی(ع)، برای تربیت فرزند لازم است كه با مدارا، ابتدا شفقت و دلسوزی و مهربانی خود را به اثبات رسانیم و این شیوه را در سطح گسترده برای همه در پیش بگیریم. آن امام همام در تربیت افراد جامعه نیز به اصل تألیف قلوب و محبّت و مدارا بسیار توجه می كرد و بر اشاعه آن تآكید می فرمود:

« دل های مردم وحشی (پراكنده) است. به كسی روی می آورند كه با آنها خوش رویی (محبت و مدارا) كند».

عفو و تغافل، تنبیه و تشویق

یكی از روش های تربیتی دین اسلام، تمسّك به عفو و تغافل و تنبیه و تشویق افراد است كه در باب برتری هر یك از ملاك ها، بحث ها و گفتار های بسیار وجود دارد. چون انسان جایز الخطاست و مصون از اشتباه و خطا نیست، اگر در مسیر دچار سهوی شود، نباید چنان مورد عتاب و خطاب قرار گیرد كه از ادامه راه بازماند و از خود باوری و اعتماد به نفس فاصله بگیرد. اما باید در مسیر تربیت فرزندان در خانواده ها و افراد در جامعه، معیار و میزان تنبیه و تشویق به خوبی شناخته و مراعات شود؛ چنان كه ائمه اطهار(ع) با شناختی كه از نهاد افراد و قابلیت هایشان داشتند، به این مهم یعنی تقدم عفو و تشویق بر تنبیه و مجازات مبادرت می ورزیدند. امام علی(ع) در دستگاه عدالت خود هر دوی آنها یعنی مهر و قهر، و شمشیر تیز عدالت و زبان رأفتش را نیز در جای مناسب به كار می بست. در عین حال در مسیر تربیت و پرورش فكری و اخلاقی افراد، به سان پیامبر اعظم(ص) از حقوق خود و جسارت های افراد در اوج قدرت می گذشت و ناسزای معاندان جاهل را به جای اینكه به محكمه قضاوت بكشاند، با خود به مسجد می برد و صمیمانه از خدا برای چنین افرادی طلب مغفرت، و برای هدایت ایشان دعا می كرد. آن حضرت برای بیداری و هوشیاری مربیان در مسیر تربیت افراد، خطاب به امام حسن مجتبی(ع) می فرماید:

« پس اگر یكی از شما مرتكب خطایی شد، عفو و تغافل همراه با توازن و به تناسب خطا، از تنبیه و زدن فرد ـ البته برای كسی كه عاقل است ـ بهتر و برتر است».

البته آن حضرت برای تعدیل در برخوردها با این اعتقاد كه گاهی، بخشیدن یك فرد تبهكار برای فرد و جامعه مضر و فساد آور است، به تعیین حدود و مرزهای تشویق و تنبیه متربّیان پرداخته، فرمودند:

«نباید نیكوكار و بدكار نزد تو به یك پایه باشند كه آن، نیكوكاران را در نیكویی بی رغبت سازد و بدكاران را به بدی كردن وا می دارد. پس هر یك از ایشان را به آنچه عمل كرده است، جزا بده».

نكته شایان توجه دیگر در این روش آن است كه حضرت علی(ع) بر اساس كرامتی كه برای انسان ها قائل بودند، همواره تأكید می كردند كه با انسان خطاكار در مرحله اول از روی رأفت و كرامت رفتار كنید و به منظور بیداری و تحرّك انسان ها بر اساس همان غیرت و روح كرامتش وارد عمل شوید؛ چنان كه خود در خطاب به تمام وجدان های خفته می فرماید:

«بزرگوارتر از آن باش كه به پستی دنیا تن دهی؛ هر چند تو را به مقصود برساند؛ زیرا نمی توانی در برابر آنچه از شخصیت خود كه در این راه از دست می دهی، جایگزینی به دست آوری. بنده دیگری مباش؛ در حالی كه خدایت آزاد آفریده است».

به راستی، خداوند برای حفظ كرامت انسان ها، آنان را از هر گونه هدف و روشی كه به كرامتش لطمه بخورد، بازداشته و از این رو، می بینیم كه حضرت علی(ع) بدین طریق به افراد منزلت می بخشید و آنها را با اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری به تربیت خودشان وامی داشت تا ضمن حفظ عزّت و كرامت خود، به سراغ تخلّفی نروند و به عجز كشیده نشوند؛ بلكه متوجه شخصیت كریمانه خویش باشند و در سایه سار آن از پستی های گناه به بلندای قلّه تقوا پناه آورند.

نتیجه

1. هر یك از روش های مذكور در تعلیم و تربیت اسلامی برای هر فردی تعریف و جایگاه خاصی می یابد كه خداوند متعال و پیامبر اعظم(ص) و ائمه هدی(ع) همه این روش ها و راه ها را در مقام بیان و عمل به ما نشان داده اند.

2. چگونگی تطبیق شرایط و مقتضیات افراد به تناسب شاخصه های مذكور و نیازمند درك ظرفیت ها در افراد است و فهم این امر بر عهده مربیان از جمله پدر، مادر و معلم است كه بر اساس توانایی و درایت خاص، با شناخت توانایی های افراد و متناسب با محور های عملی راه كارهای بیان شده، وارد عرصه عمل می شوند.

3. در كاربرد روش ها در مسیر تربیت اسلامی، حتماً باید به مسئله كرامت و شخصیت انسان ها توجه و تعدیل در برخوردها اعمال شود.

پدید آورنده : مهدی سلطانی رنانی

پی نوشت ها

1-گامی دیگر در مسیر تربیت اسلامی، رجبعلی مظلومی

2-ترجمه نهج البلاغه، سید جعفر شهیدی، خطبه

3-ترجمه نهج البلاغه، سیدعلی نقی فیض الاسلام،

4-روش های تربیت در پرتو قرآن و نهج البلاغه، سید محمد ابراهیم حسنی

5-ترجمه نهج البلاغه، محمد دشتی

6-مثنوی معنوی.

7-ترجمه نهج البلاغه، فیض الاسلام

8-فرهگ كوثر، مقاله عبرت در اندیشه علوی(ع)، مهدی سلطانی رنانی

9-غررالحكم و دررالكلم، شرح سید جمال الدین خوانساری

10-غررالحكم و دررالكلم

11-اسلام و تعلیم و تربیت، سید محمد باقر حجتی

ارسال از بتول فتاحی بافقی،دبیرستان علوم ومعارف اسلامی صدرا-بافق

 

 

تعداد مشاهده (98)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره خبر "روشهای تربیتی در پرتو نهج البلاغه"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید
(حروف بزرگ و کوچک را رعایت نمایید)
   

     
 
تمامی حقوق متعلق به سازمان مدارس معارف اسلامی می باشد قدرت گرفته از پورتال نما محصول شرکت بهسامان تدبیر